ای کاش


کاش قلبم درد تنهایی نداشت چهره ام هرگز پریشا نی نداشت ...
کاش برگ های آخر تقویم عشق حرفی از یک روز بارانی نداشت ...
کاش می شد راه سخت عشق را بی خطر پیمود و قربانی نداشت ...

ای کاش می شد ... ای کاش ...

  close

 

حکایت من ؛ حکایت کسی است که عاشق دریا بود ، اما قایق نداشت 
دلباختۀ سفر بود ؛ همسفر نداشت
حکایت کسی است که زجر کشید ،اما ضجه نزد
زخم داشت و ننالید
گریه کرد ؛ اما اشک نریخت
حکایت من ؛ حکایت چوپان بی گله وساربان بی شترست !
حکایت کسی که پر از فریاد بود ، اما سکوت کرد ؛ تا همۀ صداها را بشنود.

 

/ 12 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی مزینانی

کاش میشد هیچکس تنها نبود کاش میشد دیدنت رویا نبود گفته بودی باتو میمانم ولی رفتی و گفتی که اینجا جا نبود سالیان سال تنها مانده ام شاید این رفتن سزای من نبود من دعا کردم برای بازگشت دستهای تو ولی بالا نبود باز هم گفتی که فردا میرسی کاش روز دیدنت فردا نبود ...

علی مزینانی

کاش می شد غم دلها را نگاشت کاش می شد ماه را صفحهً دل کرد وز خوبی و بدی در آن نگاشت کاش می شد اشکها را بوسید و گل یاد و بوئید کاش می شد به قناری فهماند که زمستان زیباست!

علی مزینانی

در زندگی به کسانی دل می بندیم که نمی خواهندمان و از وجود کسانی که می خواهندمان بی خبریم ، شاید این باشد دلیل "تنهایی" مان

علی مزینانی

شبی غمگین ، شبی بارانی و سرد مرا در غربت فردا رها کرد ، دلم در حسرت دیدار او ماند مرا چشم انتظار کوچه ها کرد ، به من می گفت "تنهایی" غریب است ببین با غربتش با من چه ها کرد ، تمام هستی ام بود و ندانست که در قلبم چه آشوبی به پا کرد ، او هرگز شکستم را نفهمید اگرچه تا ته دنیا صدا کرد

محمد علی

سلام منم با افتخار لینکت کردم[لبخند][گل] http://asemondelamgerefte.persianblog.ir/دلم گرفته آسمان http://daryayedastan.persianblog.ir/داستان های کوتاه(عشق)

محمد علی

ببین من چه کشیدم تو چه کردی سر سبز دل از شاخه بریدم، تو چه کردی؟ افتادم و بر خاک رسیدم، تو چه کردی؟ من شور و شر موج و تو سر سختی ساحل روزی که به سوی تو دویدم، تو چه کردی؟ هر کس به تو از شوق فرستاد پیامی من قاصد خود بودم و دیدم تو چه کردی مغرور، ولی دست به دامان رقیبان رسوا شدم و طعنه شنیدم، تو چه کردی؟ «تنهایی و رسوایی» ، «بی مهری و آزار» ای عشق، ببین من چه کشیدم تو چه کردی[گل]

محمد علی

سلام دوست عزیز وب قشنگی داری[لبخند] ممنون که به وب من اومدی خوشحال شدم[گل] متشکرم منو لینکم کردی[گل]

احسان

زندگی ات، با گریه ی تولدت شروع شد ... سعی کن ؛ سر آخر با خنده ی وداع تو، و گریه وداع اطرافیان به پایان که نه، به شروع زیبای دیگری متصل گردد ... و اگر چنین زیستی ، یک روزِ سال که نه ، بلکه هر روزش برایت عید بوده است و مبارک ...

احسان

سلام محمد آقای گل چقدر احساس زیبایی در این شعر است خدا همیشه به همراهت

محمد علی

تقدیم به کسانی که دوستشان داریم [گل] یه شعر زیبا که اسم شاعر شو نمی دونم اگه کسی می دونه بهم بگه : تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم تو را به خاطر عطر نان گرم برای برفی که آب می شود دوست می دارم تو را برای دوست داشتن دوست می دارم تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت لبخندی که مهو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم[گل]